تبلیغات
کتابخانه ولی عصر (عج) اصفهان - نقد کتاب دا

نقد کتاب دا

نقد کتاب دا

9S9CAUVO17SCAOJ4H2PCAPV6HKNCAGK0MOQCATUT9T4CAIY1554CAT0GH1ACAFLE4PLCAERM9WQCAVTAFGCCA6QQ7K7CA9PIUFCCAOAT7DYCA7BDZKACAHSZENQCAPU1

 

متنی که ملاحظه می نمایید مصاحبه هفته نامه مثلث درباره کتاب دا با نگارنده است که در خرداد 1389 منتشر شد.

کتاب دا، که خاطرات خانم سیده زهرا حسینی هست و به بازنمایی صحنه هایی از جنگ هشت ساله ایران و عراق و عراق می پردازد و در آن در چارچوب یک روایت خود زندگی نامه ای برخی از وجوه جنگ را توضیح می دهد، از ابعاد مختلف زیباشناختی و جامعه شناختی قابلبحث و بررسی است. مندر این گفتگو تلاش می کنم تا از «چشم انداز مطالعات فرهنگی» آن را تحلیل نمایم و تا آنجایی که امکان دارد دیدگاهی متفاوت ارائه کنم. تاکنون عده زیادی درباره دا مطلب نوشته و صحبت کرده اند و به جنبه های ادبی، زیبایی شناسانه، ایدئولوژیک، سیاسی، و برخی از جنبه های اجتماعی کتاب را توجه کرده اند؛ اما از منظر مطالعات فرهنگی درباره آن سخن تاکنون نگفته اند. در اینجا برای آن که بتوانم این منظر مطالعات فرهنگی را به کار گیرم، ابتدا لازم است توضیح دهیم که مطالعات فرهنگی به مثابه یک چشم انداز چه ویژگی هایی دارد و از این منظر چه نکته هایی را می توان درباره این کتاب تحلیل کرد. بعد از آن، به سراغ کتاب خواهم رفت و  تلاش می کنم تا آن چشم انداز را در تحلیل دا به کار گیرم.

از اینرو بحثم را طرح این سوال آغاز می کنم که مطالعات فرهنگی چیست و چه چشم اندازی را برای تحلیل کتاب را در اختیار ما قرار می دهد.؟ مطالعات فرهنگی دانش، رشته یا گفتمانی است که به مطالعه انتقادی فرهنگ معاصر می پردازد و تلاش می کند تا با واکاوی، اسطوره زدایی و افسون زدایی از انواع متن های فرهنگی اعم از هنری یا غیره، بینشی انتقادی از چگونگی تولید، توزیع، قرائت و دریافت متن های فرهنگی ارائه کند. از این رو، مطالعات فرهنگی اهمیت گسترده ای به متن می دهد. این متن در مطالعات فرهنگی هم شامل «متن های تصویری» است، یعنی متن هایی که از طریق تلویزیون یا اینترنت تولید و توزیع می شود،  یا متن های مکتوب که از طریق مطبوعات یا کتاب تولید و توزیع می شوند. همچنین در مطالعات فرهنگی ، مخاطبان یا همان مردم و مصرف کنندگان متن ها اهمیت کانونی دارند. چراکه از دیدگاه مطالعات فرهنگی، معنای متن صرفا از طرف مؤلف شکل نمی گیرد و همچنین معنای متن در خود متن پنهان یا استقرار پیدا نکرده است بلکه معنای متن، در چرخه تعاملی که بین چهار مولفه شامل مؤلف، متن، محیط و مردم (به عنوان مصرف کنندگان و مخاطبان)، برساخت می شود. از این رو مطالعات فرهنگی تلاش می کند که معنای متن را به مثابه برساخت های تاریخی- اجتماعی جمعی، تجزیه و تحلیل کند. یکی دیگر از ویژگی های مطالعات فرهنگی توجه به «فرهنگ عامه پسند» است. منظور از فرهنگ عامه پسند، متن هایی است که به طور انبوه تولید و مصرف می شوند؛ یعنی آن دسته از متن های فرهنگی که مخاطبان گسترده ای دارند؛ و یا از طریق رسانه ها، کتاب ها یا از طریق فضاهای شهری و غیره، تولید و در اختیار همگان قرار می گیرد. البته مفهوم عامه پسند، مفهوم چالش برانگیزی است. چراکه تعیین مصداق واقعی آن، یعنی چه چیز «نخبه پسند» است و چه چیز عامه پسند، دشوار است. مثلا، دیوان حافظ از جهت آن که همه مردم ایران آن را می خوانند، عامه پسند است اما در عین حال ما می دانیم غزل حافظ، شعری نخبه گرایانه نیز هست. یا شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی متنی عامه پسند است زیرا عامه مردم آن را می خوانند و می شناسند؛ و در عین حال شاهنامه فردوسی به مثابه متن اسطوره ای و حماسی، از متن های کلاسیک جهان به حساب می آید. از اینرو، صرفا با تأکید بر مفهوم «مخاطبین انبوه» یا عامه مردم نمی توان امر عامه پسند را تعریف کرد. گاه مفهوم امر عامه پسند را به مثابه امر تجاری در نظر می گیرند. یعنی متنی که با هدف تولید پول و تجارت شکل گرفته باشد را متن عامه پسند می شناسند. مثل فیلم ها، آثار داستانی و بطور کلی محصولات فرهنگی که صرفا ً هدف تجاری دارند، عامه پسند می گویند. پس صرفا میزان مخاطب نیست که امر عامه پسند را تعیین می کند بلکه خود «هدف متن» نیز تعیین کننده است. به همین دلیل مثلاً فیلم های گیشه ای فیلم های عامه پسند هستند زیرا هدف آن ها گیشه است و «کتابهای گیشه ای» هم عامه پسند هستند. اینگونه متن ها صرفاً برای فروش بیشتر تولید می شوند و هدف دیگری ندارند. شاید مفهوم کالای فرهنگی برای اینگونه متن ها مناسب تر از مفهوم اثر یا آثار هنری و ادبی باشد زیرا در اینگونه متن ها هنر و زیبایی شناسی هدف متن نیست. به هر حال یکی از محورهای اصلی مطالعات فرهنگی شناخت متن ها و امر عامه پسند است. اگرچه لزوما به مطالعه امر پسند محدود نمی شود. وجه دیگری که مطالعات فرهنگی بسیار تأکید می کند مسئله قدرت است. اینکه متن ها در مناسبات قدرت در جامعه کجا قرار می گیرند، و چگونه به تولید و بازتولید مناسبات قدرت در جامعه می انجامند. این قدرت، هم شامل  قدرت رسمی و سیاسی در یک جامعه را در بر می گیرد و هم قدرت اجتماعی آن، یعنی آنجایی که تبعیض ها و نابرابری های اجتماعی به وجود می آید و سهمی که مقولات و متن های فرهنگی در این زمینه دارند.

رویکرد مطالعات فرهنگی در جهان کنونی نقش مهمی در چند دهه اخیر در شناخت متون فرهنگی ایفا نموده است. در ایران نیز مطالعات فرهنگی هم در عرصه عمومی و روشنفکری و هم در دانشگاه ها جای پایی و رد و نشانی در دهه اخیر دارد و در گفتگوهای فرهنگی، گفتمان آن رو به توسعه است.

اکنون می خواهم از این زاویه به بررسی کتاب دا بپردازم. یکی از پرسش های مهمی که ما از چشم انداز مطالعات فرهنگی راجع به کتاب دا می توانیم مطرح کنیم، خود مسئله ماهیت این کتاب هست. دا در عمر کوتاه دو ساله آن بیش صدنوبت چاپ خورده و بیش از 200هزار نسخه انتشار پیدا کرده است. بنابراین، ابتدا این سؤال به وجود می آید که کتاب دا با توجه به تیراژ 200هزار تایی،  و انتشار صد و چند نوبت آن، آیا این کتاب متنی عامه پسند هست یا نه؟ و چه ویژگی هایی این متن دارد که آن را به صورت کتابی با تیراژ نسبتاً بالا درآورده است. در ایران با توجه به این که کتاب های از این نوع، معمولا تیراژ ده یا بیست هزار، بیش از دویست هزار تیراژ و بیش از صد نوبت چاپ، برای این نوع متن، رکوردی قابل ملاحظه است.

  • آقای دکتر! این حمایت گسترده مخاطبان از منظر مطالعات فرهنگی نشانه عامه پسند بودن آن است/ یعنی این کتاب خوانده شده است؟

یکی از موضوعاتی که مطالعات فرهنگی می تواند مطرح کند تجزیه و تحلیل مسئله عامه پسند بودن این کتاب است و اینکه از منظرمخاطبان چگونه می توان مسئله انتشار گسترده این کتاب را فهم کرد؛ و البته سؤال دوم این است که جای این کتاب در مناسبات قدرت در جامعه ایران کجاست. به ترتیب در ادامه بحثم پرسش هایی که گفتیم را بحث می کنم.

اول به مسئله تیراژ آن می پردازم و این که عامه پسند هست یا نیست و جای این کتاب در سنت فرهنگی، ادبیات و فرهنگ مکتوب ما کجاست.

از چند منظر می توانیم مسئله تیراز بالا و انتشار گسترده دا را تحلیل کنیم. اول شرایط جامعه ایران است و قرار دادن متن دا درشرایط اجتماعی ایران در سی سال اخیر است. اینکه دا کجا قرار می گیرد و چگونه ممکن است این کتاب مخاطبانی گسترده داشته باشد یا نداشته باشد. دوم قرار دادن کتاب دا در گفتمان رسمی دولت است؛ اینکه جای این متن در گفتمان رسمی کجا قرار می گیرد و آیامسئله مناسبات قدرت رسمی و حمایت رسمی نقشی در این جا دارد یا خیر؟ مسئله سوم خود مسئله ادبی یا زیبایی شناسی متن است و وجوه سبک و فرم در این کتاب؛ اینکه چگونه می توانسته سهمی در مصرف گسترده این کتاب داشته باشد یا خیر.

از منظر اول، یعنی جای این کتاب در تحولات اجتماعی –فرهنگی ایران کجاست، تصور می کنم که جنگ ایران و عراق که در گفتمان رسمی دفاع مقدس گفته می شود، یک حادثه تاریخی بزرگ در تاریخ ایران بود، بزرگ هم از جهت میزان طولانی مدت بودن جنگ، خساراتی که به وجود آورد، تلفات جانی و انسانی، و هم بزرگ از حیث پیامدها و تأثیراتی که در ایران و منطقه و سرنوشت خاورمیانه به وجود آورد؛ و این که از سویی منجر به این شد که حکومت بعث، که او تجاوز کرده و شکل دهنده این جنگ بود، در نهایت در امتداد همین جنگ بود که موقعیتی پیدا کرد که نتوانست در نهایت عاقبت به خیر شود و محکوم به زوال شد. و زوال آن حکومت چندین ساله در عراق سرنوشت عراق را دگرگون کرد. و در عین حال سرنوشت جامعه ایران  نیز تحت تأثیر همین جنگ قرار گرفت چراکه جامعه ایران در آن سال ها تازه انقلاب کرده بود و هنوز سه سال از عمر انقلاب نگذشته بود و این انقلاب و حکومت جدید در مسیر تثبیت خودش بود که ناگهان با هجوم نظامی گسترده مواجه شد. و این امر باعث شد که بخشی از فرایند اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه ایران که از انقلاب شکل گرفته بود، مسیر دیگری را طی کند.یعنی اگر جنگ نبود ما تجربه متفاوتی از انقلاب اسلامی می داشتیم. اگر جنگ نبود فرایند های نوسازی و توسعه، فرایندهای تحولات اجتماعی ایران احتمالاً سرنوشت متفاوتی پیدا می کرد؛ و مجموعه مناسبات سیاسی در سطح خاورمیانه و در سطح جهانی تحت تأثیر این جنگ قرار گرفت. چراکه این جنگ تنها این دو کشور را درگیر نکرد. و عملاً در مجموعه نظام جهانی این جنگ یک مسئله بزرگ بودو به همین دلیل چه کشورهایی که در خاور میانه بودن و چه کشورهای غربی با موضع گیری ها و جانب داری های خود به نفع عراق عملاً این درگیری را را از سطح محلی خارج ساخته و یک درگیری جهانی را به وجو آورده بودند.

مسئله جنگ برای جامعه ایران با توجه به همه پیامدهای اقتصادی سیاسی فرهنگی که داشت، با پایان یافتن جنگ تمام نشد زیرا حادثه ای کوتاه مدت یا کوچک نبود. نه تنها اکنون، که بیست سال از جنگ می گذرد بلکه در دویست سال آینده هم ما در موردجنگ مسئله خواهیم داشت. حافظه تاریخی ما و نسل هایی که در جنگ تربیت شدند و نگرشها و ارزشهایی که تحت تأثیر جنگ شکل گرفت و تأثیراتی که جنگ در نظام اجتماعی ایران تولید کرد، چیزی نیست که پس از دو دهه تمام شود. اتفاقاً هرچه می گذرد ما فرصت بازاندیشی بیشتری پیدا می کنیم، زیرا آن زمانی که آتش جنگ ها روشن است، عملاً امکان باز اندیشی درباره جنگ وجود ندارد. زمانی که جایی آتش می گیرد فرصت آن نیست که آتش سوزی را تحلیل فلسفی و علمی کنیم. جایی آتش گرفته و ما در آن زمان باید آتش نشانی را خبر کنیم یا خود برای اطفاء حریق بکوشیم.  جنگ که پایان می رسد نوبت آن است که درباره آن حادثه تأمل کنند. جنگ اتفاق بزرگ و استثنایی است. جنگ حادته ای نیست که هر روز رخ دهد. درست است که در تاریخ جنگ های بسیاری رخ داده است اما جنگ قاعدۀ زندگی نیست.

  • دکتر کریستف بالای –رئیس انجمن ایران شناسی فرانسه –در همایشی با موضوع بررسی و مقایسه خاطرات در دو جنگ در فرانسه (جنگ جهانی دوم) و در ایران (ایران و عراق)، می گوید پس از جنگ ایران و عراق سیل خاطرات دفاع مقدس با چنان شدتی در جامعه وارد شد که این جنگ را در مدت کوتاهی به رودخانه فرهنگی کشور ملحق ساخت. به نظر می رسد این مسئله از تفاوت های بارز در دفاع مقدس به نسبت دیگر جنگ ها بوده است.

درست است. اکنون که دو دهه از جنگ گذشته است در آغاز دوره ای هستیم که جنگ را موضوع تأمل قرار دهیم. ما در این دوره جنگ واقعی یا فیزیکی را در اختیار نداریم بلکه «بقایای جنگ» را در اختیار داریم، بقایای جنگ شامل چیزهای مختلفی است، از جمله آدم هایی که در جنگ مشارکت داشتند، مناطق جنگی، اشیاء و ابزارهایی که در جنگ وجود داشتند، و فیلم ها، عکس ها و اسنادی که از آن دوره بجا مانده است.

از طرف دیگر موقیعیت تاریخی ما نیز تغییر کرده است. ما از منظر اکنون خودمان به جنگ می نگریم. ما هرگاه به گذشته بازمی گردیم، به بازسازی زندگی هم اکنون خود می پردازیم و گذشته در پرتو خواست ها، علایق و باورهای اکنون ما شکل می گیرد. به همین دلیل کتاب دا و محصولات فرهنگی دیگر و تحلیل هایی که درمورد جنگ صورت می گیرد، همواره دو رویه دارند، از یک سو جنگ و از سوی دیگر مایی که اکنون به جنگ می نگریم. به همین دلیل زمانی که درباره جنگ صحبت می کنیم، از نظر اخلاقی، سیاسی و ایدولوژیک بی طرف نیستیم، بلکه ایدئولوژی امروز ما در خوانش جنگ مشارکت و مداخله می کند. البته این مسئله موجب می شود گروه های مختلف روایت های متفاوتی از جنگ ارائه کنند. از طرف دیگر به این دلیل که جنگ وجود ندارد جامعه اجازه می دهد ایده های مختلف بتوانند به شیوه های متفاوتی درباره جنگ اظهار نظر کنند. در زمان جنگ مسائل امنیتی و همچنین وجدان جمعی اجازه نمی دهد، درباره حق و باطل در جنگ صحبت شود. در لحظات جنگ، سخن انتقادی درباره آن، خیانت ملی به حساب می آید.  اما هم اکنون در زمان بازاندیشی در مورد جنگ قرار گرفته ایم.

جنگ جهانی اول و دوم و جنگ های دیگر نیز این گونه بودند. یعنی در زمان وقوع جنگ، فرصت این نبود کسی درباره جنگ به طرح دیدگاه های متفاوت بپردازد. اما به محض اتمام جنگ فرصت اظهار نظرهای متفاوت پیش آمد.

بنابراین جایگاه تاریخی کتاب دا این گونه است که اکنون جنگ تمام شده و گروه های مختلف به بازخوانی این موقعیت می پردازند. نویسنده این کتاب –سیده زهرا حسینی- در مقدمه این کتاب به این نکته اشاره می کند که یک ضرورت تاریخی موجب نقل خاطراتش در این کتاب شد. این ضرورت را وجود خوانش های منتقدانه نسبت به جنگ می داند. اینکه اکنون برخی روایت رسمی جنگ مبنی دفاعی بودن آن را به چالش کشیده اند و احیانا نوعی انگیزه هجوم و ستیزه گری به رزمندگان ایرانی داده می شود.

گفتمان صریح و علنی کتاب داد حمایت از همین گفتمان رسمی جنگ است. در این گفتمان جنگ به مثابه هدفی دفاعی، مقدس و در چارچوب ارزش های شیعی و انقلابی تعریف شده است. گفتمان رسمی جنگ برای عراق نیز در چارچوب ناسیونالیسم عربی شکل گرفته بود. دا به نحو علنی مولفه های مختلف گفتمان رسمی جمهوری اسلامی از جنگ را بازتولید می کند. در عین حال، دا مانند هر متن دیگر، دارای نوعی گفتمان ضمنی یا پنهان است. این گفتمان لزوما با نیت ها یا هدف های خوداگاه مولف شکل نمی گیرد بلکه برساخته ای محیطی و تاریخی است. گفتمان ضمنی کتاب دا لزوما با گفتمان مصرح آن منطبق نیست. در اینجا می توان به نکاتی اشاره داشت که حتی برخی ویژگی های گفتمان رسمی جنگ را نیز ممکن است به چالش بکشد. کتاب دا به بازنمایی مولفه های قومیت و جنسیت در جنگ می پردازد. این دو مولفه در روایت رسمی جنگ وجود ندارند زیرا در روایت های رسمی از جنگ مانند آنچه در مجموعه «فرهنگنامه جبهه» (فرهنگ جبهه) و فیلم های مستند «روایت فتح» و کلیه بازنمایی های تلویزیونی ایران از جنگ، در اختیار داریم، جنگ امر مذکر و فاقد مولفه قومیتی است. جنگ در این روایت رسمی عبارت از است نبرد مردانی ایرانی شیعی بدون هرگونه رنگ تعلق دینی، قومی و جنسیتی دیگر. اما کتاب دا هر چند به نحو ضمنی به بازنمایی این دو مولفه یعنی قومیت و جنسیت می پردازد.

واژه دا یا مادر در زبان کردی لکی در عنوان کتاب اشاره به جنسیت و زنانگی دارد. همچنین سبک روایت گری در این کتاب بیان تجربه های زندۀ احساسی و عاطفی یک زن است، به خصوص آن بیست روز مقاومت در مقابل اشغال عراق. که بادقت افراد و روابط بین انسان ها را می بیند و توصیف می کند. روایتش از غسالخانه، مسجد خرمشهر و روایاتی که از احساسات شخصیت فعال خودش توضیح می دهد، بیانی صمیمی، پرشور و پر احساسی است که معمولا از زبان یک زن می توانیم ببینیم. به همین دلیل مسئلۀ سبک بیان، در بسیاری از صفحات کتاب، خصلت زنانگی را نشان می دهد.

مسئله دیگر این است که او خود را یک دختر شیعۀ انقلابی کرد خود را معرفی می کند. می دانیم که قوم کرد به خاطر تنش های تاریخیِ خود، با روحیه سلحشوری شناخته شده اند. در این کتاب هم زنانگی و هم کرد بودن این دختر، بخشی از جذابیت های پنهان متن را تشکیل می دهد.

  • بنابراین احساسات و عاطفه سرشار را در این کتاب را از مؤلفه های جذب مخاطب می دانید؟

البته من به این دلیل که بررسی تجربی ای درباره مخاطبان این متن ندیدم، استنباط ها و تحلیل های نظری خودم را بر اساس برخی نشانه های داخل متن و برخی نشانه های داخل جامعه ایران می گویم.

  • در یک پرسش دانشگاهی این بود که زنان بیشتر مخاطبان این کتاب هستند و احساسات در متن ، در مطالعه کتاب و توصیۀ آن به دوستانشان تأثیرگذار بوده است. به این معنی که آنچه که از کتاب به یادشان می آمد عواطف متنی بود.

البته من فکر می کنم بیش از احساسات و عواطف، زنانگی این متن است که مخاطبان را جذب می کند. با علیرضا کمری از مححقان حوزه ادبیات جنگ که در رابطه با ویژگی زنانه متن  صحبت می کردم، توضیح می داد که تجربه ایشان نیز همین است که کتاب هایی از دفاع مقدس که زبان یا قهرمان زنانه دارد، مثل کتاب «نامه های فهیمه» از پر فروش ترین کتاب ها بوده است. به همین دلیل مسئلۀ جنسیت در این متن بسیار پررنگ است.

  • مسئله جنسیت و قومیت در دیگر کتب نیز وجود داشته است. آنچه که موجب استقبال بینظیر مردم از این کتاب شد چه بود؟

مقداری باید به درون جامعه بازگردیم. چند نشانه در تحولات اجتماعی ایران می بینم که موجب می شود به طور مثال فیلم اخراجی ها و کتاب دا که در رابطه با جنگ هستند پر مخاطب شوند. مردم عموماً به آن دسته از روایت های جنگ علاقه نشان می دهند که بین دو دسته روایت رسمی و انسانی قرار می گیرند. یعنی آن روایتی که گفتمان ضمنی متن، رسمی نیست و تنها گفتمان بیرونی متن، بازتاب روایت رسمی است. چه در فیلم اخراجی ها و چه در کتاب دا.

در ایران تحولاتی شکل گرفته است که متن هایی که بکر بوده، در عین حال که تعارض شدیدی با گفتمان رسمی ندارند، ولی تفاوتهای با این گفتمان دارند، مورد پذیرش قرار می گیرند.

  • چه اتفاقی افتاده است که جامعه این نوع متن های را می پذیرد؟

همان طور که اشاره کردم یک دلیل آن این است که با جنگ به معنای فیزیکی اش فاصله پیدا کرده ایم، و جامعه آماده است برای پذیرش گفتمان انتقادی درباره جنگ. دلیل دوم آن است که جامعه ای که با چنین حادثۀ بزرگی با آن خسارات انسانی و مادی که داشته، روبرو شد، نیاز دارد که به این حادثۀ بزرگ از ابعاد گوناگون بیاندیشد.

  • نسل جوان که کمتر با این جنگ روبرو بوده و آن را ندید. دلیل گرایش نسل حاضر به گفتمان غیر رسمی چیست؟

درست است. جنگ را ندیده اما اگرچه در سطح خودآگاه درگیری های دیگری داشته باشد، اما در سطح ناخودآگاه به نوعی با خسارات و پیامدهای جنگ درگیرند. از طرف دیگر نخبگان جنگ و حکومت سعی می کنند حافظه ها را تازه گردانند.

  • اگر بیش از هرچیز تبعات خسارتی جنگ را مد نظر قرار می دهیم، لاجرم باید دوری و به نوعی گریز از جنگ را انتظار داشته باشیم. دلیل گرایش روزافزون مردم دررابطه با جنگ چیست؟

مردم جنگ را ستایش نمی کنند. ما در فیلم اخراجی ها، کتاب دا و متن هایی از این نوع ستایش جنگ را نمی بینیم. بلکه با بازاندیشی دررابطه با جنگ روبرو هستیم که به نوعی صحنه های پنهان تر جنگ را نمایان می سازد.

میخواهم بگویم که بازاندیشی جنگ لزوما به معنای به جنگ رفتن با جنگ نیست. بلکه جنگ به صورت یک مؤلفۀ ساختاری در زندگی اکنون ما قرار گرفته است.

این نوع متن ها شبیه به موزه هستند. موز ها اشیائی هستند که گذشته ما را تداعی می کنند. این اشیاء اگر برای ما هستند ولی دیگر در زندگی واقعی ما وجود ندارند. ما با آن ها یک رابطه انتزاعی داریم. آنها وجه نمادین برایمان دارند نه وجه کاربردی و ابزاری. البته با این رایطه نمادین، به آنها افتخار می کنیم و آن ها را مهم می شماریم. فیلم ها و کتاب های جنگ موزه هایی هستند که در آن ابزارها، اشیاء حوادث و ابعاد مختلفجنگ را تجربه می کنیم. بنابراین کتاب دا را یک نوع متن تاریخی نیز می دانم؛ البته ازنوع تاریخ فرهنگی، نه از نوع تاریخ رسمیِ آکادمیک. مانند دو فیلم الیور استون که در جنگ ویتنام شرکت داشته و روایتی است از زندگی کهنه سربازهای این جنگ. کتاب دا نیز به مثابه تاریخ فرهنگی، از توصیف عملیات و فرماندهی جنگ دور شده است و احساسات و عواطف و در مجموع روایتی انسانی از جنگ محور روایت قرار می گیرد.

  • آنچه که در این کتاب محور اصلی عواطف قرار می گیرد چیست؟ مرگ؟

خیر. اتفاقاً زندگی بیش از مرگ در جنگ اهمیت دارد. افراد انسانی در جنگ تلاش می کنند که زنده بمانند. کتاب دا نیز به طور گسترده همین روش را پی می گیرد.

این که می گویم این متن تاریخ فرهنگی است، به این دلیل است که احساسات و عواطف، ارکان اصلی تاریخ فرهنگی به حساب می آیند.در حالی که در تاریخ رسمی رخدادها محور تاریخ هستند.

  • یک بحث جامعه شناختی وجود دارد.آنکه در جای جای کتاب مشاهده می کنیم نقش خانواده خانم حسینی بسیار اهمیت دارد. در عین حال وی یک کنش گر اجتماعی است که در سخت ترین شرایط نیز هست.بازنمایی نسبت نقش اجتماعی و نقش خانوادگی زن در کشورمان در این کتاب چگونه است؟

به نکته بسیار مهمی اشاره کردید.یکی از وجوه گفتمان پنهان این متن، در مقابل گفتمان صریحش، تأکید بر ارزش های فرد گرایانه است. در گفتمان رسمی، ارزش های جمع گرایانه و سنتی، اولویت دارد بر ارزش های فردگرایانه. اگرچه قهرمان کتاب دا، مواقعی که شعارهای ایدئولوژیک را مطرح می کند، بر ساختارهای جمعی سنتی همچون دین و خانواده، تأکید می کند، اما آنچه که نخ تسبیح ماجراهای کتاب است، یک فرد است.اساساً رمان، سفرنامه یا خاطره نویسی، بر ارزش های فردگرایانه استوار است. ما از طریق این ژانرهای مکتوب به بیان احساسات، منویات و تعلقات خودمان می پردازیم. بنابراین یکی از جذابیت های کتاب دا تنشی است موجود میان گفتمان پنهان که بخشی از آن باز میگردد به فردیت  خانم حسینی و گفتمان رسمی که در صدد بازتولید ارزش های جمعی است. به این معنی که در این متن تقابلی وجود دارد میان دفاع از دین، سیاست، حکومت، قومیت، سرزمین و تاریخ و روایت یک زن، یک کرد، یک دختر جوان ، یک مهاجر و یک ایرانی. متن یک قهرمان پرورش می دهد. بنابراین اینجا نیز گفتمان صریح متن که با گفتمان رسمی انطباق دارد، و گفتمان ضمنی متن که لزوماً با گفتمان رسمی همخوانی ندارد، قابل مشاهده است.

  • بنابراین همین جاست که بحث عامه پسند بودن و نخبه پسند بودن متن مطرح می شود.

دقیقاً. اکنون تمامی این مباحث را به مسیر پرسش اصلی بازمی گردانیم. چرا متن خوانده شد؟ به نظر من بخشی از ویژگی هایی که این متن را عامه پسند می کند، بازمی گردد به شرایط تاریخی ایران که آمادگی پیدا کرده است به بازاندیشی دررایطه با جنگ بپردازد، بخشی از آن به ویژگی های سبک شناختی متن بازمی گردد که از بیانی زنانه، صمیمی، ساده و نزدیکی برخورداراست، و هچنین بخشی از آن بازمیگردد به جهت گیری های محتوایی متن که معلق است میان دو گفتمان رسمی جمگ و گفتمان انسان گرا.

مسلماً کسانی که در ایران کتاب می خوانند، طبقۀ متوسط شهری هستند، بنابراین باید میان ویژگی های این متن با ویژگی های این طبقه همخوانی وجود داشته باشد. به نظر من ویژگی معلق بودن میان گفتمان رسمی و گفتمان انسانی این متن، در مورد طبقه متوسط شهری نیز صدق می کند. به این معنی که در آنجا نیز جامعه شهری، به نوعی به بازاندیشی در جهت گیری ها و حتی رابطه اش با دولت و حکومت می پردازد. این طبقه تنش هایی را با کلیت حکومت، به خصوص در مرزهای اجتماعی و فرهنگی می بیند. مثلا همین تنش ایی که در انتخابات به وجود آمد، از این دست بود.

  • در شخصیت پردازی سیده زهرا حسینی و برادرش علی، در تفسیرهای ذهنی، بنابر علایق مذهبی، نوعی قرابت با حضرت امام حسین (ع) و حضرت زینب(س) ایجاد می کنیم.طبق پرسشنامه ای دانشگاهی، بسیاری از پاسخ دهندگان، خانم حسینی را زینب وار می دانستند. آیا این مسئله را می توانیم از جذابیت های این کتاب قلمداد کنیم؟

بله. گفتمان صریح و رسمی متن تلاش می کند زنی مسلمان، شیعی، و انقلابی را به نحو برجسته ای باز نمایی کند. بنابراین گفتمان صریح این متن، نه تنها دفاع از گفتمان رسمی جنگ است، بلکه بازنمایی رمزگان ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی نیز هست.

  • کتاب هایی همچون زمستان 62 و عقرب روی پله های قطار اندیمشک، بسیار صریح در مقابل روایت رسمی جنگ می ایستد. اما فروش بالایی ندارند.

آنهایی که به طور کامل گفتمان رسمی را به چالش می کشند، و به نوعی به مقابله برمی خیزندبا این گفتمان، نمی توانند به میزان متن هایی همچون اخراجی ها، برخی فیلم های حاتمی کیا و دا، افکار عمومی را به خود جلب نمایند. به این دلیل که یک سویه هستند و چنین پیچیدگی ای را در در خود حمل نمی کنند. البته از طرفی حمایت های رسمی را نیز همراه ندارند. ولی اگر از چنین حمایت های نیز برخوردار بودند، استقبال طبقۀ متوسط شهری از آن ها همچنان کم بود.

  • منبعhttp://www.farhangshenasi.ir


[ سه شنبه 1 دی 1394 ] [ 08:25 ق.ظ ] [ ز. ح. ]